ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
104
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
زناشويى با مرتكبان گناهان كبيره كه به نظر خارجيان مشرك بودند ، مىدادند . درباره نظريهء اخير معبد پسر عبد الرحمن رهبر معبديه به ويژه با اخنس مخالفت مىورزيد . معبد اين قانون ثعلبيان را كه زكات گرفتن از بردگان را در صورت استغنا ( اذ استغنى ) و زكات پرداختن به ايشان را در صورت نيازمندى آنها روا مىدانست « 1 » نيز نادرست مىشمرد . اين قانون به ظاهر از براى بردگان بيش از آنچه شريعت اسلام از براى آنها روا دانسته بود حق تملك مال قائل بود . بنا به يك گزارش معتقدان به اين نظريه در ميان ثعلبيان از اين هم پا فراتر گذاشته گفتند مالك برده نمىتواند از او ارث ببرد « 2 » . به ظاهر معبد در اين باره به نظريه متداول نزديكتر بود . اما او به سبب اين اختلاف عقيده از ثعلبيان كناره نگرفت « 3 » « 4 » . ثعلبيان در آغاز از قانون عمومى شريعت اسلام كه پرداخت تنها نيمى از عشر را از براى زمينهايى كه به گونهاى مستقيم از جوىها يا كاريزها آبيارى مىشدند جايز مىدانست . منحرف شدند . زياد پسر عبد الرحمن ايشان را گفت كه پرداخت تمامى عشر واجب است ولى جايز نيست . تبرا از آن كس كه گويد تنها نيمى از عشر پرداختنى است . مردى به نام رشيد توسى دليل آورد كه اگر پرداخت تنها نيم عشر شخص را به جدايى محكوم نمىكند ، هر كس بايد همچنان از نيم عشر بيشتر نپردازد « 5 » . پيروانش كه به رشيد يا عشريه معروفند گويا در ناحيه توس مىزيستهاند .
--> ( 1 ) . [ و ثعلبه جايز دانسته است كه زكات از بندگان خويش بستانند گاهى كه غنى باشند بندگان و زكات به ايشان بدهند گاهى كه فقير باشند . ملل و نحل شهرستانى به كوشش دكتر جلالى نايينى ص 96 . م ] ( 2 ) . Khushaysh در الملطى ص 136 . ( 3 ) . شهرستانى ص 98 به نظر مىرسد كه بر رويهم آگاهىهايى كه در گزارش او از فرقههاى ثعلبيان آمده است از گزارشهاى ديگر مؤلفان كتابهاى فرق كه آن قانون را بيشتر به معبد نسبت دادند ، به حقيقت نزديكتر است . ( 4 ) [ و گفت من از تو تبرا نمىكنم ، ملل و نحل ، به كوشش دكتر جلالى نائينى ص 97 . م . ] ( 5 ) . رشيد بر آنست كه چون تبرى جايز باشد ما عمل كنيم به آنچه عمل كردند . ملل و نحل شهرستانى به كوشش دكتر جلالى نايينى . ص 97 . م .